آیا خدا خشمگین هم میشود ؟
در میان مردم کسانی هستند که از خشم خدا سخن میگویند. از اینکه اگر فلان کار را بکنیم خدا به ما غضب میکند! اکنون میخواهیم بدانیم که اینگونه سخنان آیا شایستهی خداوند هست یا نه ؟
ادامه مطلب
این وبلاگ پژوهشی در آیین پاک اسلام است
در میان مردم کسانی هستند که از خشم خدا سخن میگویند. از اینکه اگر فلان کار را بکنیم خدا به ما غضب میکند! اکنون میخواهیم بدانیم که اینگونه سخنان آیا شایستهی خداوند هست یا نه ؟
● همه مهربانند اگر کاستیهایی در خود و دیگران از آن مهر نکاهد .
● خدا هم مهربان است .
● بالاترین علت پدیدهها (خدا) اراده دارد .
● حساب احتمالات قانون علیت را رد نمیکند .
● پديد آمدن جهان علت دارد .
● دگرگونیهای این جهان نمیتواند علت داخلی داشته باشد .
● جهان نمیتواند خود به خود پدید آمده باشد و ازلی باشد .
● علتی بالاتر از همهی علتها هست که از جنس آنها نیست و به هیچ چیزی وابستگی ندارد و محدود نیست .
مثالی زدهام. ماجرایی را گفتهام و واکنش بیخدایان را به پدیدهای که بیدلیل است و از علیت پیروی نمیکند، نشان دادهام. اگر واکنشها نادرست است بگویید !
گفته بودم دربارهي اصول دين خواهم نوشت. يادداشتهايي هم داشتم اما دريافتم که گفتگو دربارهي اصول دين، بايد خيلي گستردهتر از آن چيزي باشد که من آماده کرده بودم.
برای همین کمی دیر وبلاگ را به روز رساندم .
در این مقاله کمی دربارهی قانون علت و معلول نوشتهام و پیشدرآمدی برای اثبات وجود خدا و سرانجام اولین اصل دین است و تلاشم میکنم که سخن پیرامون توحید را در چند مقالهی کوتاه بگنجانم .
سلام
دوستی پیامی خصوصی گذاشته است که پرداختن زیادی به آنچه شیعه و سنی بر سرش درگیری دارند شما را (یعنی من ابراهیم را) از آن آرمان راستین (رسیدن به اسلام ناب محمدی) دور میکند .
بنده روی سخن ایشان بیشتر اندیشیدم. انگار که راست میگویند. البته ناگفته نماند که بنده ناخواسته به آنها پرداختم. اما به زودی مقالههایی دربارهی توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت خواهم داشت که دربردارندهی همهی آنجه ما شیعیان به نام اصول دین باور داریم است.
در این مقاله شخصیت عبدالمطلب - پدر بزرگ پیامبر اسلام، بررسی شده است. پیشنهاد بنده به برادران و خواهرانی که روی این چیزها خیلی تعصب دارند این است که این مقاله را نخوانند. خواهش بنده این است که اگر در جایی، چیزی از این مقاله را نادرست بازگو کردهام یادآور شوید و به جای اینکه به شخصیت خود من بپردازید، از آنچه که گفتهام انتقاد کنید .
خداوندا! نگذار که گمراه شوم تا راهی را که میروم (در جستجوی اسلام درست) گام به گام بپیمایم و بیبهره بفرما تلاش اهریمنان را در گمراهی من .
همیشه کارهای بد، گناه نیست و آنها سه گونهاند که گناه بودنشان به خود ما بستگی دارند :
یک، باور داریم که آن کار بد به راستی بد است. دستکم اینکه هنوز دلمان درست بودنش را نپذیرفته است پس انجامش گناه است .
دو، با اندک اندیشیدن و پژوهشی میفهمیم که پسندیده نیست اما از روی سستی یا کوتاهی هرگز سختی ناچیز کنکاش و اندیشه را به خود راه نمیدهیم. هر چند یاراییاش را داشته باشیم؛ پس هرچه در این کار سستی کنیم به همان اندازه گناهکاریم .
سه، ما باور داریم که خوب است اگرچه به راستی بد باشد و چون بسیار اندیشیدهایم و بررسی و پژوهش و رای زنی کردهایم و سرانجام نگرشمان بر خوبی بود؛ پس خداوند ما را میبخشد .
آیا کار شیطان نیز این نیست که بد را خوب و خوب را بد نشان دهد ؟
کارشیطان دو دل کردن ماست و اینکه ما را به زیر پا گذاشتن ارزشها وا دارد و تمام تلاشش این است که ما دانسته گناه کنیم. آنچه شیطان دوست دارد این است که ما گمان کنیم راه بد هر چند بد است اما آسانترین و شاید تنها راه باشد و هیچکس با درست بودن به جایی نخواهد رسید .
چنانچه از روی گمراهی، کاری نیکی را گناه بدانیم و باورش داشته باشیم؛ آیا انجامش گناه است ؟
با برداشتی که از بخشش خداوند دارم گمان نکنم گناه به شمار آید و نمیدانم که پاداشی پیش روی خواهد داشت یا نه ؟!
اهل سنت میگویند: قرآن به روشنی بیان کرده که مردگان سخن ما را نمیشنوند پس چرا زیارت قبور؟
ما فعلا در این مقاله، کاری به کار زیارت قبور نداریم و تنها میخواهیم بررسی کنیم که آیا انسان پس از مرگ صدای زندگان را میشنود؟ و فراتر از آن آیا از رخدادهای این جهانی آگاه خواهد بود یا خیر ؟
عمر بن خطاب، در نگاه اهل سنت پس از پیامبر و ابوبکر گرامیترین است. چهار خلیفهی اهل سنت به نامهای ابوبکر، عمر، عثمان، علی(درود خدا بر او باد) هرکدام جایگاه و شکوهی جدا و بیش از دیگری در نزد اهل سنت دارند که ابوبکر را والاترین ایشان میدانند.
میخواهیم عمر را آنگونه که بود و به دور از دلبستگیهای فرقهای و با ترازوی فطرت بسنجیم و بشناسیم :
بردن نام پيامبر يا دیگران به هنگام نشستن و يا برخاستن مثل «یا محمد»، «یا علی»، «یا ابوالفضل» شیوهی شیعیان است اما اهل سنت آن را شرک میدانند چون بر این باورند که ایشان زنده نیستند و مردگان صدای ما را نمیشنوند ...